گیگر و اشپیگل و ویندیشمان پس از بررسی گاتاها و مقایسه آن با یشتها نتیجه نتیجه می گیرند که تمام یزدانها و فرشته ها نظیر آناهیتا ، ورثرغنه، تیشتریا ، میترا ، هئومه سراوشه (هوم) ، فره وشیان یا ارواح نیاکان و... همه ساخته های پس از زرتشت بوده و دین زرتشت از یک توحید کامل برخوردار است و با وجود آنکه قطعاً  زرتشت از وجود میترا و آناهیتا و... کاملاً مطلع بود ولی هرگز آنها تأیید و تقویت نکرد ، بلکه برعکس همه را طرد نمود.در یشتها و اوستا ی نو نیمه خدایان زیادی به صورت انسان در آمده و حتی به شکل حیوانات تجسم می یابند. این انتروپومورفیسم برای گاتها کاملاً بیگانه است. آنها می نویسند :

« اگر به تاریخ مراجعه کنیم با طبقه ای به نام مغان برخورد می کنیم که در برانداختن مذهب زرتشت و دگرگون نمودن آن نقش اصلی را داشتند زیرا اینان نخست سرودهای وحی شده به زرتشت را به صورت طلسمهایی برای بهبود بیماری و در حقیقت جهت وارد کردن ضربه ای مرگبار به دکترین او به کار بردند. سپس زرتشت و آیین مخدوش و منسوب به وی را از آن اجداد خود دانسته و پس از آنکه بر مردم و دربار مسلط شدند آن را به کناری نهاده و به دست فراموشی سپردند. در حقیقت عکس العملی که مخالفین پس از مرگ زرتشت نشان دادند ، نفوذ در بقیه اوستا و یکتا پرستی زرتشت بود. کسانی که موارد مشابه اوستا را با مذهب آریاییان قبل از گاتها مورد بررسی قرار می دهند ، شاهد یک سازش و آشتی مجدد آریاییان با خدایان مذهب باستانی می گردند.زیرا با وجودی که زرتشت این خدایان متعدد و مظاهر نیروهای طبیعی را از بین برده و یکتا پرستی را اشاعه داده بود ما در قرون اولیه قبل از مسیح و پس از آن شاهد رواج وبازار گرمی این خدایان ، که به صورت خدایان همطراز اهورامزدا درآمده بودند ، هستیم».

سرپرسی سایکس  معتقد است که نفوذ مغان در دین زرتشت به مرور زمان تعلیمات پاکیزه این دین را آلوده به خرافات و آداب و رسوم بی معنی و سخیف نموده است و این امر بخصوص در دوران ساسانیان شدت یافته است.

منبع : زرتشت مزدیسنا وحکومت  ، نوشته مهندس جلال الدین آشتیانی  ، ص 341