آشنایی با برخی ایزدان کهن ایرانی !
موجودی اسرار آمیز که در ریگ ودا آن را «جانِ ایزدان » می خوانند و ایرانیان گویا او را دم حیات می دانستند که تا این دم را نگاه می دارد سودمند است ، ولی آن دم که آن را باز می گیرد ، دهشتناک خواهد بود .
همو که « الهۀ زندگی و مرگ » است. وایو همان إله ای است که اضطراب و عدم آرامش می آفریندو در ناشناسی و ایهام به سر می برد . وایو هم هوای جو است و هم فاصلۀ بین زمین و آسمان ؛ گویند تمام زندگی در حوزۀ قدرت وایو بوده و تا آنجا که انسان می توانسته ببیند و حس کند « وایو» سریع و پرشتاب و در به دست آوردن خواسته های خود تند و بی باک و پراز نیرومندی بوده است . ایزد وایو دو جنبه متضاد دارد : یکی) باد واقعی که به تندی میوزد و چون توفانی پیش می رود و هیچ مانع و رادعی سرعتش را سدّ نمی گردد
و دیگری)اصل و مبنای اولیۀ زندگانی دنیوی.
این خداوندگار نه تنها برای تمام موجودات زنده روح حیات بوده بلکه روح دنیا و گیتی نیز محسوب می شده است. وایو همچنین هوایی است که در آن تمام موجودات زنده در هنگام مرگ نابود می شوند و بدین ترتیب وایو هم الهۀ مرگ است و هم الهۀ زندگی.
2) « واته» : نامش به معنای « دارندۀ آبها » است و در قالب رود اساطیری تشخص می یافت که تصور می کردند از کوهی بلند در مرکز زمین ، به دریایی بزرگ به نام «وَرَئورکشَه » به معنای « دارندۀ خلیج ها» می ریخت و رودهای دیگر از این دریا جریان می یابند و آب را به سرزمین های مختلف می برند.
3) « تیشتر» : ستارۀ باران و شکوهمندی ؛ ایزدِ ستارۀ شعرای یمانی .
همان ایزدی که هر ساله سوار بر پیکرِ اسبِ سپید درخشانی به کرانه های دریای «ورئورکشه» می رود و در آنجا با دیو أپوشه (دیو خشکسالی ) مواجه می شود که بر پیکر اسب سیاه بی موی زشتی سوار است و با او در می اُفتد و پیروزی در این نبرد بسته به بردن نیایش ها و قربانی های مردم به سوی ایزد تیشتر دارد.
تجسم این ایزد در متون اوستایی گاو و اسب و مرد 15 ساله است.
4) «هوم» : خداوندگار نوشابه شادی آور
همان گیاهی که می کوبند و از صافی عبور عبور می دهند و برایشان مستی و بی مرگی را به ارمغان می آورد.همان گیاهی که هم ایزد است و هم دیو !
مثل این وضعیت را در وایو و ایندرا نیز مشاهده می کنیم ، که هم خوب هستند و ایزد و هم بد هستند و دیو !
5)« رپیثون»: سرور گرمای نیمروزی.
همان ایزدی که گرما را نگاه می دارد و در زمستان به زیر زمین می رود و ریشه درختان را گرم نگه می دارد و در بهار بالا می آید و نوروز را نیز به این ایزد نسبت می دهند .
6) « زُروان » : الهۀ زمان بی کرانه .
(تفصیلش در فصلی مستقل می آید)
7) « أشَه » : نظم نظام هستی
همان قانون طبیعت که بر حرکت منظم خورشید و گردش فصل ها و دوام هستی بر یک نهج ِ بسامان نظارت می کند . البته مفهوم أشه دلالت های اخلاقی هم داشت ، بدین سان که معتقد بودند اشه بر عمل بشری نیز باید حکم فرما باشد . حقیقت صدق ، وفا و دلیری ، خصال درستی بشری انگاشسته می شد و این به این معنا است که فضیلت های اخلاقی در نزد آنان به نظم طبیعی تعلق داشت . و رذیلت تخلف از آن نظم شمرده می شد. و بدین سان اصل دروغ و کژی در برابر أشه قرار می گرفت.
8) « ورثرغنه» : ایزد جنگاوری و پیروزی .
تجسم زمینی او گراز وحشی ، گاو نرِ تند پا ، اسب سپید ، شتر بار کش ، کلاغ و قوچ وحشی .
9) « ناستیا» : دو الهۀ توأمان که نزد هندیان به «أشونیا» یا دو اسب سوار مشهورند. اینان اله های شفا بخش هستند و در هر مشکلی یاری دهنده باشند . گویند این دو اله در همه جا بدون دریغ خرّمی و سبزی می آفرینند و با خدایان کوچکتری که وظیفه شان محافظت و رشد طبقۀ سوم مردم یعنی گله داران و دهقانان است، در ارتباط نزدیک هستند.
10) ایزد « میترا (مهر) » و ایزد « وارونا (پسر آبها) » : این دو ایزد مظهر قدر تهای زمینی و معنوی یعنی آن دو قدرتی که پادشاهان و پیشوایان دینی در دنیا بوجود آورده اند هستند . خدایان عهد و پیمان و توافق.
مهر الهۀ چراگاه های وسیع است ، همچنین که الهۀ پیمان است . مهر الهۀ هولناک جنگ است ، بگونه ای که حتی مهر پرستان نیز باید دعا برند که او آنها را به هنگامۀ خشم و غضب در نیابد و گرفتار نسازد . مهرایزد روشنایی است ، همان روشنایی که حتی از خورشید پیشی می گیرد ، زمانی که طلوع کرده و نظاره گر همۀ سرزمین آریاییان است.
باری؛اینان تنها تعداد معدودی از خداوندگاران و ایزدان آریایی بودند که نیاز و نیایش مردمان آریایی معطوفشان بود و قربانی به سویشان روانه می گشت ، غافل از اینکه اینان آینه و نماد های خالق و هستی بخش مطلق و حکیم هستند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
بیایید با هم به دنبال واقعیت بگردیم